- غربالگری سرطان پستان در کشور به ۲۳.۵ درصد رسید
- پالبوسیکلیب؛ آیا زمان حذف شیمیدرمانی در سرطان پستان لومینال فرا رسیده است؟
- داراکسونراسیب؛ تحولی نو در درمان هدفمند سرطان ریه با جهش RAS
- از نوبل پزشکی ۲۰۲۶ تا درمان سرطان؛ آیا نور میتواند سرطان را خاموش کند؟
- برگزاری کنفرانس علمی HPV در بیمارستان لاله؛ بررسی تازهترین رویکردهای تشخیص و درمان
- سرطان پستان؛ اهمیت تشخیص زودهنگام و پیشگیری
- آمیوانتاماب در سرطان ریه با جهش اگزون ۲۰ EGFR؛ نتایج نهایی مطالعه PAPILLON چه میگویند؟
- پزشکی را نمیتوان به الگوریتمها سپرد؛ هوش مصنوعی جایگزین رابطه پزشک و بیمار نمیشود
- میدان الکتریکی، اوسیمرتینیب و شکستن مقاومت در گلیوبلاستوما
- دیپلماسی سلامت؛ زبان مشترک ملتها برای ساختن آیندهای سالمتر
- همکاری رادیوانکولوژی ایران و ازبکستان؛ تفاهمنامه مشترک در بخارا امضا شد
- درمان سرطان کبد کودکان با CAR-T؛ پاسخ کامل یک کودک مبتلا به هپاتوبلاستوما
- سرطانهای نادر؛ چالشهای تشخیص، درمان و دسترسی بیماران به خدمات تخصصی
- رویکرد پژوهشگران ایرانی برای درمان سرطانهای پیشرفته با هدفگیری ریزمحیط تومور
- ماه آگاهیرسانی سرطانهای ژنیکولوژیک؛ از واکسن HPV تا ضرورت تشخیص زودهنگام
وقتی دوز بالا کافی نیست؛ جایگاه پایدار ADT کوتاهمدت در سرطان پروستات

کارآزمایی GETUG 14 با تمرکز بر این پرسش اساسی طراحی شد که آیا در عصر رادیوتراپی با دوز بالا (۸۰ Gy)، هنوز جایگاهی برای درمان کوتاهمدت محرومیت از آندروژن (STADT) در سرطان پروستات موضعی با خطر متوسط و بالا وجود دارد یا خیر. فرضیه برخی این بود که با دستیابی به تکنیکهای دقیق پرتودرمانی و افزایش دوز، شاید بتوان از عوارض هورموندرمانی اجتناب کرد. نتایج این مطالعه فرانسوی که در European Urology منتشر شده، به وضوح نشان میدهد که پاسخ این پرسش مثبت است.
این کارآزمایی، با وجود محدودیتهایی مانند حجم نمونه نسبتاً کوچک (۳۷۶ بیمار) و پایان زودهنگام به دلیل کندی جذب بیماران، پیام مهمی دارد: حتی با دوزهای بسیار بالای رادیوتراپی، STADT همچنان ارزش افزوده درمانی خود را حفظ میکند. بهبود ۸ درصدی مطلق در بقای بدون بیماری (DFS) در ۵ سال (از ۷۶٪ به ۸۴٪) و کاهش قابل توجه نرخ شکست بیوشیمیایی (از ۲۱٪ به ۱۰٪) شاهدی بر این مدعاست. این یافته، تکمیلکننده نتایج کارآزماییهای مهم دیگری مانند EORTC 22991 و RTOG 0815 است و یکپارچگی شواهد را تقویت میکند.
نکته حائز اهمیت دیگر، پروفایل مطلوب سمیت این رویکرد ترکیبی است. مطالعه نشان داد افزودن ۴ ماه هورموندرمانی، بار سمیت گوارشی یا ادراری ناشی از پرتودرمانی با دوز بالا را افزایش نمیدهد. این موضوع از جنبه عملی بسیار ارزشمند است، چرا که نگرانی اصلی از تجویز همزمان این دو روش، افزایش عوارض بوده است. تنها عارضه قابل انتظار و معنیدار، افزایش اختلال نعوظ در گروه ترکیبی بود که با کوتاهمدت بودن دوره هورموندرمانی، اغلب قابل کنترل و گذراست. همچنین، با وجود کاهش نرخ پاسخ به پرسشنامههای کیفیت زندگی در طول زمان، تفاوت بالینی معنیداری بین دو گروه گزارش نشد که بر پذیرشپذیری این رژیم درمانی صحه میگذارد.
با این حال، چندین نکته کلیدی برای تفسیر بالینی این نتایج و قرار دادن آن در بافتار دانش روز ضروری است:
۱. عدم بهبود بقای کلی (OS): این مطالعه به تنهایی قادر به نشان دادن بهبود در OS نبود. این احتمالاً به دلیل حجم نمونه محدود، پیگیری نسبتاً کوتاه (میانه ۷ سال) در مقایسه با تاریخچه طبیعی طولانی سرطان پروستات، و همچنین نرخ بالای بقای کلی بیماران (بیش از ۹۰٪ در ۵ سال) است که رسیدن به تفاوت معنیدار آماری را دشوار میکند. برای پاسخ به این سوال، باید به متاآنالیزهای بزرگتر مانند مطالعه کنسرسیوم MARCAP مراجعه کرد که با ادغام دادههای هزاران بیمار، بهبود OS با افزودن ADT را نیز تأیید کردهاند.
۲. بهینهسازی مدت هورموندرمانی: این مطالعه از یک رژیم ۴ ماهه STADT استفاده کرده است. امروزه شواهد محکمی داریم که نشان میدهد در گروههای پرخطر (High-risk)، درمان طولانیتر محرومیت از آندروژن (۱۸ تا ۳۶ ماه) با outcomes بهتری همراه است. بنابراین، تصمیمگیری درباره مدت هورموندرمانی باید بر اساس طبقهبندی دقیقتر خطر (مثلاً تفکیک Intermediate-risk به مطلوب و نامطلوب) و با استناد به مطالعاتی مانند DART 01/05 یا RTOG 9202 گرفته شود.
۳. تأثیر تصویربرداری پیشرفته: این مطالعه در دورانی انجام شد که دسترسی به تصویربرداریهای عملکردی مانند PSMA-PET رایج نبود. امروزه میدانیم که PSMA-PET میتواند مرحلهبندی بیماری را به طور قابل توجهی دقیقتر کند (Up-staging یا Down-staging) و بیمارانی را که دارای بیماری غدهلنفاوی مخفی هستند شناسایی کند. این موضوع میتواند هم بر تصمیم به افزودن هورموندرمانی و هم بر تصمیم به پرتودرمانی گستردهتر به حفره لگن (Whole-pelvis RT) تأثیر بگذارد.
۴. پرتودرمانی غدهلنفاوی لگن: در این کارآزمایی، پرتودرمانی تنها به پروستات محدود بود. امروزه با توجه به نتایج مطالعاتی مانند POP-RT، برای بیماران با خطر بالای درگیری غدهلنفاوی، پرتودرمانی گسترده به لگن میتواند outcomes را بهبود بخشد. سوال آینده این خواهد بود که نقش STADT در کنار رادیوتراپی با دوز بالا و پرتودرمانی لگن چیست.
جمعبندی و پیام بالینی:
کارآزمایی GETUG 14 یک گواه مهم دیگر بر این اصل است که رادیوتراپی با دوز بالا و هورموندرمانی کوتاهمدت، دو مدالیته درمانی مکمل و نه جایگزین در مدیریت سرطان پروستای با خطر متوسط و بالا هستند. این رویکرد ترکیبی با بهبود کنترل بیماری و بدون افزایش بار سمیت پرتودرمانی، باید بهعنوان استاندارد مراقبت برای بسیاری از این بیماران در نظر گرفته شود. با این حال، در عمل امروز، تصمیمگیری باید شخصیسازی شود: مدت هورموندرمانی بر اساس طبقهبندی دقیق خطر، و همچنین تصمیم درباره میدان پرتودرمانی (پروستات تنها در مقابل لگن کامل) با استفاده از بهترین ابزارهای تصویربرداری در دسترس (مانند PSMA-PET) تعیین گردد. این مطالعه سنگ بنای محکمی برای این مسیر تصمیمگیری فراهم میآورد.
به قلم دکتر پوریا عادلی، متخصص رادیوانکولوژی
واکسن آنفلوانزا برای بیماران مبتلا به سرطان؛ چه زمانی و چه نوع واکسنی مناسب است؟
رویکرد پژوهشگران ایرانی برای درمان سرطانهای پیشرفته با هدفگیری ریزمحیط تومور
آیا پزشکی بدترین شغل دنیاست؟
آیا در سرطان پستان Luminal A میتوان رادیوتراپی را حذف کرد؟ نگاهی به نتایج مطالعه LUMINA
آیا فقط بیماران دارای ENE یا حاشیه مثبت به کمورادیوتراپی پس از جراحی نیاز دارند؟