- غربالگری سرطان پستان در کشور به ۲۳.۵ درصد رسید
- پالبوسیکلیب؛ آیا زمان حذف شیمیدرمانی در سرطان پستان لومینال فرا رسیده است؟
- داراکسونراسیب؛ تحولی نو در درمان هدفمند سرطان ریه با جهش RAS
- از نوبل پزشکی ۲۰۲۶ تا درمان سرطان؛ آیا نور میتواند سرطان را خاموش کند؟
- برگزاری کنفرانس علمی HPV در بیمارستان لاله؛ بررسی تازهترین رویکردهای تشخیص و درمان
- سرطان پستان؛ اهمیت تشخیص زودهنگام و پیشگیری
- آمیوانتاماب در سرطان ریه با جهش اگزون ۲۰ EGFR؛ نتایج نهایی مطالعه PAPILLON چه میگویند؟
- پزشکی را نمیتوان به الگوریتمها سپرد؛ هوش مصنوعی جایگزین رابطه پزشک و بیمار نمیشود
- میدان الکتریکی، اوسیمرتینیب و شکستن مقاومت در گلیوبلاستوما
- دیپلماسی سلامت؛ زبان مشترک ملتها برای ساختن آیندهای سالمتر
- همکاری رادیوانکولوژی ایران و ازبکستان؛ تفاهمنامه مشترک در بخارا امضا شد
- درمان سرطان کبد کودکان با CAR-T؛ پاسخ کامل یک کودک مبتلا به هپاتوبلاستوما
- سرطانهای نادر؛ چالشهای تشخیص، درمان و دسترسی بیماران به خدمات تخصصی
- رویکرد پژوهشگران ایرانی برای درمان سرطانهای پیشرفته با هدفگیری ریزمحیط تومور
- ماه آگاهیرسانی سرطانهای ژنیکولوژیک؛ از واکسن HPV تا ضرورت تشخیص زودهنگام
تقاطع دو دنیای پیچیده: مدیریت سرطان در سایه بیماری اماس
در حالی که سیامین روز ماه می، روز جهانی اماس، ما را به تأمل در مورد پیشرفتهای خیرهکننده در کنترل این بیماری خودایمن فرا میخواند، یک جبهه ظریف و کمتر پرداختهشده در مراقبت از این بیماران وجود دارد که نیازمند توجه فوری است: همزمانی اماس و سرطان.
تا پیش از این، بخش عمده نگرانیها معطوف به این بود که آیا داروهای تعدیلکننده ایمنی میتوانند زمینهساز بدخیمی شوند، اما واقعیت بالینی پیچیدهتر آن است که وقتی سرطان در یک بیمار مبتلا به اماس تشخیص داده میشود، پزشک با یک دوگانه درمانی نفسگیر روبروست؛ از یک سو، توقف درمانهای اماس میتواند به شعلهور شدن مجدد بیماری و حملات التهابی ویرانگر منجر شود و از سوی دیگر، ادامه این درمانها ممکن است توان سیستم ایمنی را برای مبارزه با تومور مختل کرده یا با داروهای شیمیدرمانی تداخل خطرناک ایجاد کند.
در این یادداشت، نه از خطر نظری سرطان، بلکه از شیوع واقعی بدخیمیها در این جمعیت و راهبردهای عملی برای عبور از این معضل درمانی صحبت میکنیم.
آیا بیماران مبتلا به اماس بیشتر در معرض سرطان هستند؟
از منظر شیوع، تصویر سرطان در بیماران اماس با آنچه در گذشته تصور میشد تفاوتهایی مهم دارد. یک مرور سیستماتیک و متاآنالیز بزرگ در سال ۲۰۱۵ و مطالعات کوهورت بعدی نشان دادهاند که خطر کلی ابتلا به سرطان در این بیماران نسبت به جمعیت عادی تفاوت آماری معناداری ندارد.
اما این آمار کلی، ناهمگونیهای مهمی را پنهان میکند.
سرطان مثانه؛ یکی از مهمترین نگرانیها
به طور مشخص، سرطان مثانه یکی از نگرانکنندهترین موارد است. مطالعات متعدد، افزایش خطر این سرطان را در بیماران اماس گزارش کردهاند و یک مطالعه سوئدی مبتنی بر جمعیت نشان داد که این افزایش خطر، مستقل از سابقه مصرف سیکلوفسفامید وجود دارد، هرچند که این دارو خود یک عامل خطر شناختهشده است.
عفونتهای مکرر ادراری و تخلیه ناکامل مثانه به عنوان عوامل التهابی مزمن، توجیه زیستی محتمل برای این افزایش شیوع مستقل از دارو هستند.
کدام سرطانها شیوع کمتری دارند؟
در نقطه مقابل، یک متاآنالیز جامع در JAMA Neurology به طور خاص کاهش خطر ابتلا به سرطانهای کولورکتال، پستان و پروستات را در بیماران اماس تأیید کرده است، هرچند مکانیسم دقیق این کاهش همچنان ناشناخته است.
با این حال، از نظر بالینی، این کاهش خطر به هیچ عنوان نباید به معنای توقف غربالگریهای روتین سنمحور تفسیر شود.
تأثیر درمانهای جدید اماس بر خطر بدخیمی
از سوی دیگر، نگرانی در مورد برخی بدخیمیها تحت تأثیر درمانهای جدیدتر شکل گرفته است. مطالعات مشاهدهای و گزارشهای نظارتی پس از بازاریابی، افزایش ریسک نسبی سرطانهای پوست غیرملانوما را در مصرفکنندگان داروهایی مانند فینگولیمود و دیمتیل فومارات نشان دادهاند.
مواردی از لنفوم غیرهوچکین نیز در بیماران تحت درمان گزارش شده است که ضرورت معاینات دورهای پوست و پیگیری علائم لنفوم را به یک توصیه علمی قطعی تبدیل میکند.
چالش اصلی؛ زمانی که سرطان در بیمار مبتلا به اماس تشخیص داده میشود
اما چالش واقعی از جایی آغاز میشود که تشخیص سرطان در یک بیمار مبتلا به اماس قطعی میشود و تیم پزشکی باید یک استراتژی درمانی منسجم برای دو بیماری مزمن طراحی کند.
آیا باید درمان اماس را متوقف کرد؟
اولین و بحثبرانگیزترین تصمیم، مدیریت درمان تعدیلکننده اماس در طول دوره درمان سرطان است.
در حالی که کارآزمایی بالینی تصادفیسازیشدهای برای هدایت این تصمیم وجود ندارد، راهنماهای اجماعی اخیر بر پایه گزارشهای موردی و نظر متخصصان توصیه میکنند که تصمیمگیری باید بر اساس مکانیسم اثر و پتانسیل تداخل دارو انجام شود.
برای مثال، ادامه درمانهایی مانند فینگولیمود یا اکرلیزومب همزمان با شیمیدرمانیهای میلوئید میتواند خطر عفونتهای فرصتطلب و سرکوب مغز استخوان را به طور قابل توجهی افزایش دهد.
کدام داروها ایمنتر هستند؟
در مقابل، شواهد موجود نشان میدهد که داروهایی مانند گلاتیرامر استات و اینترفرونها تداخل ایمونولوژیک ناچیزی با رژیمهای استاندارد شیمیدرمانی دارند.
خطر عود بازگشتی پس از قطع ناگهانی درمان
مهمتر از همه، پدیده مستند «عود بازگشتی» پس از قطع ناگهانی داروهای با کارایی بالا، به ویژه ناتالیزومب و فینگولیمود، یک نگرانی جدی است که در مطالعات متعدد به اثبات رسیده و میتواند به حملات التهابی شدیدتر از حالت پایه بیماری منجر شود.
از این رو، برنامهریزی برای یک دوره قطع کنترلشده دارو و پایش دقیق MRI به یک ضرورت علمی تبدیل شده است.
ملاحظات ویژه درمان سرطان در بیماران مبتلا به اماس
درمان خود سرطان نیز در این بیماران نیازمند توجه ویژه است.
پرتودرمانی و افزایش آسیبپذیری سیستم عصبی
مطالعات نشان دادهاند که پرتودرمانی سیستم عصبی مرکزی در بیماران اماس، ریسک بالاتری برای ایجاد آسیبهای تأخیری ماده سفید مغز دارد؛ موضوعی که احتمالاً به آسیبپذیری بیشتر بافتی مرتبط است که پیشتر تحت التهاب مزمن قرار داشته است.
سمیت عصبی شیمیدرمانی
سمیت عصبی محیطی داروهایی مانند مشتقات پلاتین و تاکسانها به خوبی در ادبیات پزشکی مستند شده و میتواند در بیماری که از قبل با ناتوانیهای عصبی دستوپنجه نرم میکند، علائم را تشدید کند.
از این رو انتخاب رژیم شیمیدرمانی باید با دقت و ترجیح داروهایی با پروفایل ایمنی عصبی مناسبتر انجام شود.
ایمونوتراپی؛ فرصت درمانی یا عامل شعلهور شدن اماس؟
حیاتیترین زنگ خطر علمی مربوط به مهارکنندههای ایست بازرسی ایمنی (Checkpoint Inhibitors) است.
چرا ایمونوتراپی در بیماران اماس حساسیت ویژه دارد؟
مکانیسم این داروها بر پایه فعالسازی مجدد سیستم ایمنی علیه سلولهای سرطانی است. اما همین مسیر میتواند فعالیت بیماریهای خودایمن را نیز تشدید کند.
شواهد علمی چه میگویند؟
گزارشهای موردی متعدد و مطالعات گذشتهنگر منتشرشده در مجلات معتبر پزشکی، وقوع عودهای شدید اماس و حتی بروز بیماریهای شبه اماس را پس از تجویز این داروها مستند کردهاند.
بر همین اساس، استفاده از ایمونوتراپی در بیماران دارای سابقه اماس فعال باید تنها در مراکز تخصصی و با همکاری نزدیک نورولوژیست و آنکولوژیست انجام شود.
آینده مراقبت؛ ضرورت رویکرد چندتخصصی
شاید مهمترین پیام روز جهانی اماس امسال این باشد که بیمار مبتلا به اماس که امروز با سرطان مواجه میشود، دیگر یک استثنا نیست؛ بلکه یکی از سناریوهای واقعی پزشکی مدرن است.
این بیماران نباید قربانی نگاه جزیرهای میان تخصصهای مختلف شوند.
تصمیمگیری مشترک؛ کلید موفقیت درمان
راهحل، حرکت به سمت مدلهای مراقبت مشترک است؛ جایی که نورولوژیست، آنکولوژیست، رادیوانکولوژیست و سایر اعضای تیم درمان بر اساس شواهد علمی و نه صرفاً نگرانی از عوارض احتمالی تصمیمگیری میکنند.
هدف نهایی آن است که درمان هیچیک از این دو بیماری، موفقیت درمان بیماری دیگر را به خطر نیندازد و بیمار بتواند بهترین پیامد درمانی ممکن را تجربه کند.

FAQ (سوالات متداول)
آیا بیماران مبتلا به ام اس بیشتر در معرض سرطان هستند؟
مطالعات نشان میدهد خطر کلی سرطان در بیماران ام اس تفاوت چشمگیری با جمعیت عمومی ندارد، اما برخی سرطانها ممکن است شیوع متفاوتی داشته باشند.
آیا داروهای ام اس باعث سرطان میشوند؟
برخی داروهای تعدیلکننده سیستم ایمنی ممکن است با افزایش نسبی خطر برخی بدخیمیها مانند سرطان پوست مرتبط باشند، اما خطر مطلق همچنان پایین است.
آیا بیمار مبتلا به ام اس میتواند شیمی درمانی دریافت کند؟
بله، اما انتخاب رژیم درمانی باید با در نظر گرفتن وضعیت عصبی بیمار و خطر تشدید علائم انجام شود.
آیا ایمونوتراپی سرطان برای بیماران ام اس ایمن است؟
ایمونوتراپی ممکن است خطر فعال شدن مجدد بیماریهای خودایمن را افزایش دهد و نیازمند پایش دقیق است.
آیا غربالگری سرطان در بیماران ام اس ضروری است؟
بله، تمامی غربالگریهای استاندارد متناسب با سن و جنس باید طبق دستورالعملها انجام شوند.
واکسن آنفلوانزا برای بیماران مبتلا به سرطان؛ چه زمانی و چه نوع واکسنی مناسب است؟
رویکرد پژوهشگران ایرانی برای درمان سرطانهای پیشرفته با هدفگیری ریزمحیط تومور
آیا پزشکی بدترین شغل دنیاست؟
آیا در سرطان پستان Luminal A میتوان رادیوتراپی را حذف کرد؟ نگاهی به نتایج مطالعه LUMINA
آیا فقط بیماران دارای ENE یا حاشیه مثبت به کمورادیوتراپی پس از جراحی نیاز دارند؟