- غربالگری سرطان پستان در کشور به ۲۳.۵ درصد رسید
- پالبوسیکلیب؛ آیا زمان حذف شیمیدرمانی در سرطان پستان لومینال فرا رسیده است؟
- داراکسونراسیب؛ تحولی نو در درمان هدفمند سرطان ریه با جهش RAS
- از نوبل پزشکی ۲۰۲۶ تا درمان سرطان؛ آیا نور میتواند سرطان را خاموش کند؟
- برگزاری کنفرانس علمی HPV در بیمارستان لاله؛ بررسی تازهترین رویکردهای تشخیص و درمان
- سرطان پستان؛ اهمیت تشخیص زودهنگام و پیشگیری
- آمیوانتاماب در سرطان ریه با جهش اگزون ۲۰ EGFR؛ نتایج نهایی مطالعه PAPILLON چه میگویند؟
- پزشکی را نمیتوان به الگوریتمها سپرد؛ هوش مصنوعی جایگزین رابطه پزشک و بیمار نمیشود
- میدان الکتریکی، اوسیمرتینیب و شکستن مقاومت در گلیوبلاستوما
- دیپلماسی سلامت؛ زبان مشترک ملتها برای ساختن آیندهای سالمتر
- همکاری رادیوانکولوژی ایران و ازبکستان؛ تفاهمنامه مشترک در بخارا امضا شد
- درمان سرطان کبد کودکان با CAR-T؛ پاسخ کامل یک کودک مبتلا به هپاتوبلاستوما
- سرطانهای نادر؛ چالشهای تشخیص، درمان و دسترسی بیماران به خدمات تخصصی
- رویکرد پژوهشگران ایرانی برای درمان سرطانهای پیشرفته با هدفگیری ریزمحیط تومور
- ماه آگاهیرسانی سرطانهای ژنیکولوژیک؛ از واکسن HPV تا ضرورت تشخیص زودهنگام
مطالعه MD Anderson امید تازهای برای درمان سرطان تخمدان LGSOC ایجاد کرد
مقاله منتشرشده در تاریخ ۲۹ ژوئن ۲۰۲۶ در مجله معتبر Nature Communications، نتایج یک مطالعه پایلوت را گزارش میکند که میتواند به عنوان نقطه عطفی در مدیریت یکی از چالشبرانگیزترین زیرگروههای نئوپلاسمهای تخمدانی، یعنی کارسینوم سروز با درجه پایین (LGSOC) پیشرفته، محسوب شود.
این مطالعه که توسط تیم پژوهشی به سرپرستی دکتر Lauren P. Cobb در مرکز جامع سرطان MD Anderson در هوستون، تگزاس، و با ثبت کارآزمایی بالینی NCT03531645 بین سپتامبر ۲۰۱۹ تا اکتبر ۲۰۲۱ بر روی ۱۵ بیمار مبتلا به مرحله III یا IV و غیرقابل جراحی انجام شده است، برای نخستین بار به ارزیابی بالینی و مولکولی ترکیب داروی ضداستروژن فولوسترنت (Fulvestrant) و مهارکننده اختصاصی مسیر CDK4/6 یعنی ابماسیلیب (Abemaciclib) در فضای درمان نئوادجوانت پرداخته است.
از آنجا که LGSOC ذاتاً به شیمیدرمانیهای متداول مبتنی بر پلاتین مقاومت نسبی نشان میدهد و نرخ پاسخدهی آن در مطالعات پیشین همین مرکز کمتر از ۱۱ درصد گزارش شده بود، ایده بهرهگیری از شباهتهای بیولوژیک این تومور با سرطان پستان دارای گیرنده هورمونی مثبت، زمینهساز طراحی این رژیم کاملاً بدون شیمیدرمانی شد. هدف این راهبرد آن بود که ضمن کنترل بیماری پیش از جراحی در بیماران با بار توموری بالا، امکان انجام رزکسیون کامل تومور نیز فراهم شود.
بر اساس یافتههای بالینی منتشرشده با تاریخ برش دادهها در آوریل ۲۰۲۴، این استراتژی به نتایجی دست یافته است که در نوع خود بیسابقه به نظر میرسد. نرخ سود بالینی (Clinical Benefit Rate یا CBR) در کل جمعیت مطالعه به ۱۰۰ درصد رسید؛ بهطوریکه یک بیمار (۷ درصد) پاسخ کامل، هشت بیمار (۵۳ درصد) پاسخ نسبی و شش بیمار (۴۰ درصد) بیماری پایدار را تجربه کردند.

یکی از مهمترین دستاوردهای این مطالعه، موفقیت در جراحی سیتورداکتیو میانی بود. از میان ۹ بیماری که تحت عمل جراحی قرار گرفتند، ۷ بیمار (۷۸ درصد) به رزکسیون کامل یا بهینه با باقیمانده توموری کمتر از یک سانتیمتر دست یافتند؛ در حالی که این میزان در مطالعات پیشین مبتنی بر شیمیدرمانی تنها ۳۸ درصد گزارش شده بود.
از نظر پیامدهای بقا، میانه بقای بدون پیشرفت بیماری (PFS) به ۱۶٫۸ ماه رسید و میانه بقای کلی (OS) تا زمان انتشار نتایج هنوز به دست نیامده بود؛ موضوعی که از دوام قابل توجه پاسخهای درمانی حکایت دارد.
این موفقیتها با پروفایل ایمنی مطلوبی نیز همراه بود. شایعترین عوارض مانند اسهال و کمخونی عمدتاً از نوع درجه یک بودند، هیچ موردی از عوارض درجه چهار یا مرگ مرتبط با درمان مشاهده نشد و تنها نوتروپنی درجه سه در ۱۹ درصد بیماران گزارش شد.
از منظر پژوهشهای ترجمهای و زیستشناسی مولکولی، این مطالعه با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته شامل RNA Sequencing، Reverse Phase Proteomics و GeoMx Digital Spatial Profiling (DSP)، افق تازهای را برای شناسایی بیومارکرهای پیشبینیکننده پاسخ درمانی گشود.
نتایج نشان داد بیمارانی که بقای طولانیمدت (بیش از ۱۸ ماه) داشتند، پیش از شروع درمان دارای بیان بالاتر ژن CDK4 به عنوان هدف مستقیم ابماسیلیب و ژن GREB1 به عنوان نشانگر وابستگی شدید به مسیر استروژن بودند. همچنین درمان موجب کاهش چشمگیر مسیرهای تکثیر سلولی، سیگنالینگ MYC و متابولیسم اکسیداتیو (OXPHOS) در این بیماران شد.
در مقابل، بیمارانی که پاسخ کوتاهتری به درمان داشتند، از همان ابتدا الگوی مولکولی متفاوتی نشان میدادند که با انعطافپذیری ردهای تومور و افزایش مسیرهای پاسخ اینترفرونی همراه بود؛ یافتهای که میتواند یکی از مکانیسمهای مقاومت اولیه به درمان محسوب شود.
البته این مطالعه نیز مانند هر پژوهش اولیهای دارای محدودیتهایی است. طراحی تکبازویی، حجم نمونه کوچک و تصمیمگیری بالینی جراح درباره زمان انجام عمل میتواند احتمال بروز سوگیری را افزایش دهد و به همین دلیل، نتایج آن باید در مطالعات بزرگتر تأیید شود.
با وجود این محدودیتها، یافتههای این پژوهش شواهد محکمی برای طراحی کارآزماییهای تصادفیسازیشده فاز سه فراهم کرده است و میتواند زمینهساز تغییر پارادایم درمان LGSOC پیشرفته باشد. اگر نتایج این مطالعات در آینده تأیید شوند، احتمال دارد بیماران مبتلا به این بیماری برای نخستین بار به یک درمان نئوادجوانت مؤثر، ایمن و بدون شیمیدرمانی دسترسی پیدا کنند؛ رویکردی که علاوه بر بهبود کیفیت زندگی، میتواند مسیر زیستی و مولکولی تومور را نیز برای درمانهای بعدی به شکل مطلوبتری تغییر دهد.
واکسن آنفلوانزا برای بیماران مبتلا به سرطان؛ چه زمانی و چه نوع واکسنی مناسب است؟
رویکرد پژوهشگران ایرانی برای درمان سرطانهای پیشرفته با هدفگیری ریزمحیط تومور
آیا پزشکی بدترین شغل دنیاست؟
آیا در سرطان پستان Luminal A میتوان رادیوتراپی را حذف کرد؟ نگاهی به نتایج مطالعه LUMINA
آیا فقط بیماران دارای ENE یا حاشیه مثبت به کمورادیوتراپی پس از جراحی نیاز دارند؟