- پیام تسلیت جمعی اعضای فعلی و پیشین شورای عالی نظام پزشکی در پی درگذشت دکتر سعید پناهی
- زایمان طبیعی و سزارین نباید به جنگ عددی تبدیل شود
- جامعه پزشکی مانند همیشه در کنار کشور و مردم
- پیام تسلیت رئیس کل سازمان نظام پزشکی در پی شهادت جمعی از کادر سلامت در جنگ رمضان/ اعلام اسامی شهدای سلامت
- آسیب به ۱۰ مرکز درمانی
- راهکارهای اصلاح تعرفهگذاری، مشکلات بیمهها و چالشهای پزشکان جوان
- نقش واقعی رئیس کل سازمان نظام پزشکی چیست؟
- ماجرای ممانعت از ازدواج و فرزندآوری پرستاران
- بیانیه بیش از ۱۳۰هیئتمدیره نظام پرستاری کشور در حمایت از پیگیری جدی مطالبات پرستاران
- تعطیلی بخش های بیمارستانی به دلیل کمبود پرستار
- هشدار رئیس کل سازمان نظام پزشکی به مدیرعامل تامین اجتماعی
- درآمد پایین و فشار کاری بالا؛ ۲ چالش جدی پرستاران / ۸۰ ساعت اضافهکار اجباری در هر ماه
- یادداشت تحلیلی: نظام پزشکی و اتاق بازرگانی؛ چرایی یک شکاف عملکردی
- وضعیت پرستاران ایرانی شاغل در دانمارک چه میشود
- قدردانی رئیس کل نظام پزشکی از مشارکت گسترده پزشکان در انتخابات
نقش واقعی رئیس کل سازمان نظام پزشکی چیست؟

در آستانه انتخابات سازمان نظام پزشکی، بحث بر سر نقش واقعی رئیس کل و میزان اثرگذاری او بر سیاستهای سلامت دوباره داغ شده است.
در این راستا گفتگویی داشتیم با دکتر پوریا عادلی که در ادامه میخوانیم.
با توجه به انتخابات پیشروی سازمان نظام پزشکی، به عنوان یک عضو جامعه پزشکی و فردی که با سیستمهای بهداشتی درمانی پیشرو در جهان آشنایی دارید، اولین سؤال ما این است: مهمترین وظیفه رئیس کل سازمان نظام پزشکی از نگاه شما چیست؟
با سلام و تشکر از شما. به نظر بنده، مهمترین وظیفه رئیس کل، ، "نمایندگی قانونی جامعه پزشکی در برابر قوای سهگانه و سایر نهادهای حاکمیتی" است. این نمایندگی، یک موقعیت تشریفاتی نیست، بلکه یک "اهرم راهبردی" قدرتمند است. رئیس کل باید بتواند صدای جامعه پزشکی را به گونهای در بالاترین سطوح تصمیمگیری منعکس کند که خروجی آن، تصویب قوانین و سیاستهایی باشد که هم منافع حرفهای جامعه پزشکی و هم کیفیت خدمات به مردم را ارتقا دهد. این دقیقاً نقطهای است که سیستمهای موفق جهانی، مانند انجمن پزشکی آمریکا (AMA) یا انجمن پزشکی بریتانیا (BMA)، بر روی آن متمرکزند.
اما بسیاری میگویند این سازمان بیشتر در برخورد با تخلفات صنفی نقش دارد و در سیاستگذاریهای کلان سلامت، مانند تعیین تعرفهها یا برنامهریزی برای نیروی انسانی، نفوذ محدودی دارد. نظر شما چیست؟
این یک نگاه تقلیلگرایانه است. بله، تصمیم نهایی درباره تعرفهها با شورای عالی بیمه سلامت است، اما طبق قانون، سازمان نظام پزشکی یک عضو ذیربط و دارای حق رأی در این شورا است. مسئله اینجاست که این موقعیت باید با ارائه مطالعات علمی، دادههای دقیق از هزینههای واقعی ارائه خدمت، و مقایسه با استانداردهای بینالمللی تقویت شود. رئیس کل نمیتواند تنها با ادعای "کمبود تعرفه ها" درخواست افزایش تعرفه کند. او باید بتواند مستندات قوی، شبیه به آنچه در سیستمهای سلامت کشورهای پیشرو در سلامت ارائه میشود، آماده کند که نشان دهد افزایش تعرفه، در ازای افزایش بهرهوری، شفافیت مالی و بهبود شاخصهای کیفیت درمان است. اختیار وجود دارد، اما تبدیل این اختیار به "اقناع" و "تأثیرگذاری" نیازمند تخصص، دادهپردازی و دیپلماسی حرفهای است.
با این حساب، توانایی یک رئیس کل برای اثرگذاری را در چه میبینید؟ آیا این نقش بیشتر مدیریتی است یا رهبری؟
این نقش، ذاتاً یک نقش "رهبری فراسازمانی" (Trans-organizational Leadership) است. رئیس کل یک مدیر عامل نیست که به امور جاری یک شرکت بپردازد. او باید یک رهبر فکری باشد که بتواند:
1. ایجاد ائتلاف کند: بین تخصصهای مختلف جامعه پزشکی عضو سازمان اجماع سازی نماید
2. تنظیمگر رابطه دولت-بازار در سلامت باشد: به سیاستگذاران کمک کند که مداخلاتشان در بازار سلامت، چه در بخش دولتی و چه خصوصی، به جای ایجاد اختلال، منجر به ارتقای کارایی و عدالت شود. نمونه موفق این نقشآفرینی را در "سازمان نظام پزشکی آلمان" میبینیم که در تعیین بستههای خدمتی و مذاکره با بیمهها نقش محوری دارد.
3. سرمایه اجتماعی جامعه پزشکی را مدیریت کند: اعتماد عمومی بزرگترین دارایی سیستم سلامت است. رئیس کل باید با شفافیت و پاسخگویی، از این سرمایه در برابر فرسایش محافظت کند و آن را افزایش دهد.
برای روشنتر شدن بحث، به نظر شما ، اولین اولویت استراتژیک رییس کل منتخب در استفاده از اختیارات رئیس کلی چه خواهد بود؟
اولویت اول، "تهیه سندهای راهبردی " است. ما باید از یک ساختار متمرکز و محدود به مجمع و شورای عالی ، به سمت یک "پلتفرم شبکهای" حرکت کنیم. به این معنا که از ظرفیت تمام پزشکان در سراسر کشور ، برای تولید "سندهای راهبردی" در مواجهه با چالشهای کلان سلامت استفاده کنیم. برای مثال، وقتی بحث "کمبود پزشک در مناطق محروم" مطرح میشود، سازمان باید یک سند سیاستی مبتنی بر شواهد ارائه دهد که در آن، راهحلهای مالی-مالیاتی، آموزشی و رفاهی-معیشتی به صورت یکپارچه دیده شده باشد، نه اینکه صرفاً به دولت بگوییم "پول بیشتری بدهد". این مدل، دقیقاً شبیه به نقش "Think Tank"هایی است که انجمنهای حرفهای در کشورهای پیشرفته ایفا میکنند. اختیار رئیس کل، استفاده از ظرفیت عظیم فکری نخبگان جامعه پزشکی برای اثرگذاری بر تصمیمسازان است.
و سخن پایانی؟
دکتر عادلی: سازمان نظام پزشکی نباید تنها یک "نهاد صدور پروانه" و "مجازات تنبیهی " باشد. این سازمان در شرایط حساس کنونی سلامت کشور، باید به یک "مشاور امین و توانمند" برای نظام سلامت تبدیل شود. رئیس کل موفق کسی است که بتواند با اختیارات قانونی خود، این تحول را رهبری کند و با اشراف به سیستمهای جهانی و بومیسازی بهترین تجربیات، گامهای عملی برای ارتقای منزلت جامعه پزشکی و در نهایت، سلامت ملت بردارد. در نهایت روی سخنم با نمایندگان مجمع است که فرایند انتخاب رییس کل را به اختلافات استانی ،شخصی و جناحی تقلیل ندهند و در این حوزه به منافع کلان جامعه پزشکی و سلامت مردم بیندیشند.
واکسن آنفلوانزا برای بیماران مبتلا به سرطان؛ چه زمانی و چه نوع واکسنی مناسب است؟
رویکرد پژوهشگران ایرانی برای درمان سرطانهای پیشرفته با هدفگیری ریزمحیط تومور
آیا پزشکی بدترین شغل دنیاست؟
آیا در سرطان پستان Luminal A میتوان رادیوتراپی را حذف کرد؟ نگاهی به نتایج مطالعه LUMINA
آیا فقط بیماران دارای ENE یا حاشیه مثبت به کمورادیوتراپی پس از جراحی نیاز دارند؟