- غربالگری سرطان پستان در کشور به ۲۳.۵ درصد رسید
- پالبوسیکلیب؛ آیا زمان حذف شیمیدرمانی در سرطان پستان لومینال فرا رسیده است؟
- داراکسونراسیب؛ تحولی نو در درمان هدفمند سرطان ریه با جهش RAS
- از نوبل پزشکی ۲۰۲۶ تا درمان سرطان؛ آیا نور میتواند سرطان را خاموش کند؟
- برگزاری کنفرانس علمی HPV در بیمارستان لاله؛ بررسی تازهترین رویکردهای تشخیص و درمان
- سرطان پستان؛ اهمیت تشخیص زودهنگام و پیشگیری
- آمیوانتاماب در سرطان ریه با جهش اگزون ۲۰ EGFR؛ نتایج نهایی مطالعه PAPILLON چه میگویند؟
- پزشکی را نمیتوان به الگوریتمها سپرد؛ هوش مصنوعی جایگزین رابطه پزشک و بیمار نمیشود
- میدان الکتریکی، اوسیمرتینیب و شکستن مقاومت در گلیوبلاستوما
- دیپلماسی سلامت؛ زبان مشترک ملتها برای ساختن آیندهای سالمتر
- همکاری رادیوانکولوژی ایران و ازبکستان؛ تفاهمنامه مشترک در بخارا امضا شد
- درمان سرطان کبد کودکان با CAR-T؛ پاسخ کامل یک کودک مبتلا به هپاتوبلاستوما
- سرطانهای نادر؛ چالشهای تشخیص، درمان و دسترسی بیماران به خدمات تخصصی
- رویکرد پژوهشگران ایرانی برای درمان سرطانهای پیشرفته با هدفگیری ریزمحیط تومور
- ماه آگاهیرسانی سرطانهای ژنیکولوژیک؛ از واکسن HPV تا ضرورت تشخیص زودهنگام
میدان الکتریکی، اوسیمرتینیب و شکستن مقاومت در گلیوبلاستوما
مطالعهای تازه در Nature Communications نشان میدهد جهش EGFRvIII میتواند با ایجاد یک مسیر تطبیقی مولکولی، مقاومت سلولهای گلیوبلاستوما در برابر درمان با میدانهای الکتریکی تومور (TEFT) را افزایش دهد. پژوهشگران همچنین نشان دادهاند که اوسیمرتینیب با مهار بخشی از این مسیر، در مدلهای پیشبالینی میتواند حساسیت تومور به TEFT را افزایش دهد؛ یافتهای امیدوارکننده که هنوز برای ورود به درمان بالینی به مطالعات آیندهنگر نیاز دارد.
EGFRvIII چگونه مقاومت گلیوبلاستوما به میدان الکتریکی را افزایش میدهد؟
در شماره اخیر مجله Nature Communications، مقالهای خواندنی به بررسی مکانیسم مقاومت گلیوبلاستوما در برابر درمان با میدانهای الکتریکی تومور (TEFT) و نقش اوسیمرتینیب در غلبه بر این مقاومت پرداخته است.
نویسندگان با تلفیق دادههای یک کوهورت بالینی رترواسپکتیو با تحلیلهای مولتیاومیکس، مدلهای سلولی، ارگانوئیدهای مشتق از بیمار و مدلهای موشی، نشان دادهاند که وجود جهش EGFRvIII با پاسخ ضعیفتر به TEFT و کوتاهتر شدن بقای بدون پیشرفت بیماری همراه است.
در این مطالعه، بیماران مبتلا به تومورهای EGFRvIII مثبت که تحت درمان با TEFT قرار گرفته بودند، میانه بقای بدون پیشرفت حدود ۱۳ ماه داشتند، در حالی که این میزان در بیماران دارای EGFR وحشی حدود ۱۷ ماه گزارش شد؛ با این حال، به دلیل ماهیت رترواسپکتیو مطالعه و حجم محدود نمونه، این یافتهها باید در حد شواهد فرضیهساز تفسیر شوند.
نقش IDO1 و CPT1A در مقاومت گلیوبلاستوما به TEFT
مکانیسم مقاومت شناساییشده نیز جالب و چندلایه است. EGFRvIII از طریق فعالسازی مسیر NF-κB موجب افزایش رونویسی ژن IDO1 میشود و همزمان، TEFT با ایجاد نوعی استرس بیوانرژتیک در میتوکندری، محور AMPK–PPARα–CPT1A را فعال میکند.
CPT1A که عمدتاً در غشای خارجی میتوکندری قرار دارد، در این شرایط با IDO1 وارد تعامل میشود و از طریق فعالیت غیرمعمول سوکسینیلترانسفرازی، IDO1 را در باقیمانده لیزین ۳۷۷ سوکسینیل میکند.
این تغییر پسترجمهای موجب مهار یوبیکویتیناسیون IDO1 در لیزین ۳۸۹ توسط E3 لیگاز TRIM21 شده و در نتیجه، IDO1 پایدار میماند.
از کینورنین تا AhR؛ سلول توموری چگونه اثر TEFT را تحمل میکند؟
IDO1 پایدارشده نیز با تبدیل تریپتوفان به کینورنین، زمینه را برای فعالشدن گیرنده آریل هیدروکربن یا AhR فراهم میکند؛ کینورنین بهعنوان یک لیگاند درونزاد AhR عمل میکند و فعالشدن این گیرنده در ادامه موجب افزایش رونویسی ژنهایی از جمله DCLK1 و ARHGEF2 میشود که در پایداری میکروتوبولها و سازماندهی دوک تقسیم نقش دارند.
حاصل این فرایند، ایجاد یک برنامه تطبیقی در سلول توموری است که به آن اجازه میدهد اختلال میتوزی ناشی از TEFT را بهتر تحمل کرده و در برابر اثرات ضدتوموری میدان الکتریکی مقاومت نشان دهد.
اوسیمرتینیب چگونه مقاومت به میدان الکتریکی را میشکند؟
نکته کلیدی و در عین حال امیدوارکننده این مطالعه آن است که مهار EGFR با اوسیمرتینیب میتواند این مدار را در سطح بالادست مختل کند.
اوسیمرتینیب با کاهش رونویسی وابسته به NF-κB، سطح و ذخیره IDO1 را کاهش داده و در نتیجه، برنامه محافظتی وابسته به AhR را تضعیف میکند.
ترکیب اوسیمرتینیب و TEFT؛ نتایج پیشبالینی چه نشان داد؟
در مدلهای پیشبالینی، ترکیب اوسیمرتینیب با TEFT اثر همافزایی نشان داد و میزان آپوپتوز القاشده توسط TEFT را بهطور معناداری افزایش داد.
شواهد انسانی درباره اوسیمرتینیب و TEFT هنوز مقدماتی است
افزون بر این، در چند مورد بالینی اکتشافی که در آنها اوسیمرتینیب همراه با TEFT در بیماران مبتلا به گلیوبلاستوماهای عودکننده دارای درایور EGFR مورد استفاده قرار گرفته بود، پاسخهایی امیدوارکننده مشاهده شد.
البته نویسندگان بهدرستی تأکید میکنند که این مشاهدات بالینی بسیار محدود و مقدماتی هستند و نمیتوانند اثربخشی این ترکیب را بهصورت قطعی اثبات کنند؛ با این حال، وجود یک منطق مکانیسمی منسجم، از ترکیب این دو روش بهعنوان یک فرضیه درمانی قابل بررسی حمایت میکند.
«انکولوژی میدان الکتریکی»؛ رویکردی تازه در درمان گلیوبلاستوما
در مجموع، این مقاله چارچوبی را پیشنهاد میکند که میتوان از آن با عنوان «انکولوژی میدان الکتریکی» یاد کرد؛ رویکردی که در آن اثرات بیوفیزیکی TEFT با ژنوتیپ تومور، پاسخهای تطبیقی متابولیک و حساسسازی دارویی در تعامل با یکدیگر قرار میگیرند.
آیا اوسیمرتینیب میتواند به حساسکننده TEFT تبدیل شود؟
بر اساس این مدل، اوسیمرتینیب لزوماً بهعنوان یک عامل سیتوتوکسیک مستقل مطرح نیست، بلکه میتواند در گلیوبلاستوماهای EGFR-driven بهعنوان یک حساسکننده مکانیسممحور برای TEFT عمل کند و بخشی از سازوکارهای تطبیقی ایجادکننده مقاومت را از بین ببرد.
از یافتههای آزمایشگاهی تا درمان بیماران؛ هنوز چه پرسشهایی باقی مانده است؟
با این حال، برای آنکه این یافتههای پیشبالینی و مشاهدات بالینی اولیه به یک راهبرد درمانی قابل استفاده در بالین تبدیل شوند، انجام مطالعات آیندهنگر، مبتنی بر نشانگرهای زیستی و با توان آماری کافی ضروری است تا مشخص شود کدام زیرگروههای مولکولی بیشترین سود را از این ترکیب میبرند و چه دوز، توالی و زمانبندیای برای همراهی اوسیمرتینیب و TEFT مناسبتر است.
در نهایت، اهمیت این مطالعه صرفاً در معرفی یک ترکیب درمانی جدید خلاصه نمیشود؛ بلکه ارزش اصلی آن در ارائه تصویری از تعامل پیچیده میان یک درمان فیزیکی، ویژگیهای مولکولی تومور و مسیرهای متابولیک و انکوژنیک سلول سرطانی است؛ تعاملی که میتواند مسیر طراحی کارآزماییهای ترکیبی آینده را در گلیوبلاستوما و شاید سایر تومورهای مقاوم به درمانهای مبتنی بر میدان الکتریکی هموار کند.
واکسن آنفلوانزا برای بیماران مبتلا به سرطان؛ چه زمانی و چه نوع واکسنی مناسب است؟
رویکرد پژوهشگران ایرانی برای درمان سرطانهای پیشرفته با هدفگیری ریزمحیط تومور
آیا پزشکی بدترین شغل دنیاست؟
آیا در سرطان پستان Luminal A میتوان رادیوتراپی را حذف کرد؟ نگاهی به نتایج مطالعه LUMINA
آیا فقط بیماران دارای ENE یا حاشیه مثبت به کمورادیوتراپی پس از جراحی نیاز دارند؟