- جایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۶ به سازندگان فناوری کنترل سلولها با نور اهدا شد
- هفته ملی سالمندان؛ از پیشگیری از سرطان تا حق برخورداری از سالمندی سالم
- سالمندی جمعیت؛ چالشی که از امروز باید برای آن برنامهریزی کرد
- قلب و سرطان؛ چرا سلامت قلب در بیماران مبتلا به سرطان اهمیت دارد؟
- چهرهای که بیش از نیمقرن برای پزشکی زیست؛ در سوگ استاد دکتر سعید پناهی
- آیا پزشکی بدترین شغل دنیاست؟
- بازدید نایبرئیس انجمن علمی کلینیکال انکولوژی ایران از مراکز درمانی تاجیکستان و ازبکستان
- کنفرانس علمی HPV در بیمارستان لاله؛ از غربالگری و واکسیناسیون تا درمان ضایعات پیشسرطانی
- «ایرآمبولانس هوایی» به اصفهان آمد؛ گامی برای تسهیل جابهجایی بیماران
- اعضای جدید هیئتمدیره خیریه «بال پروانه نصف جهان» انتخاب شدند
- اجرای DRG در ایران؛ چرا زیرساخت باید پیش از اصلاح نظام پرداخت آماده شود؟
- ایران و ترکمنستان در آستانه فصل تازهای از همکاریهای سلامت
- پزشکی دیگر درآمد، رضایت شغلی و منزلت اجتماعی را بهطور همزمان ندارد
- هشدار جامعه ارولوژی ایران درباره آمبولیزاسیون پروستات؛ PAE جایگزین قطعی جراحی نیست
- آلزایمر؛ فراتر از فراموشی
اصلاح تعرفههای خدمات پزشکی؛ راهکار برای عبور از بحران بیانگیزگی در نظام سلامت

اظهارات اخیر وزیر محترم بهداشت و درمان در خصوص چالشهای نظام سلامت و کاهش استقبال از رشته بیهوشی و مراقبتهای ویژه، بار دیگر توجه همگان را به یکی از اساسیترین موانع پیش روی خدمات پزشکی در کشور جلب کرده است. این چالشها، که نمود آن را میتوان در نارضایتی نسبی برخی از اصحاب حرفه و همچنین گیرندگان خدمت مشاهده کرد، ریشه در یک مسئله زیربنایی دارد: ناکارآمدی ساختار تعرفههای خدمات پزشکی. با استناد به تجربیات بینالمللی و تحلیل اقتصادی، به جرأت میتوان ادعا کرد که اصلاح بنیادین تعرفهها تنها راه حل پایدار و جامع برای این معضل دیرینه است.
تعرفههای کنونی خدمات پزشکی، که سالهاست با تاخیر و بدون تطابق با تورم واقعی تعیین میشوند، نه تنها ارزش واقعی کار و تخصص پزشکان و کادر درمان را منعکس نمیکنند، بلکه به عاملی برای ایجاد چرخه معیوب نارضایتی تبدیل شدهاند. وقتی هزینههای جاری مطب، کلینیک و بیمارستان از اجاره و تجهیزات تا دستمزد نیروی انسانی با نرخی به مراتب بالاتر از افزایش تعرفهها رشد میکند، طبیعی است که ارائهدهنده خدمت برای تداوم فعالیت خود، به دنبال راهکارهای جایگزین باشد. اینجاست که شکاف بین تعرفه دولتی و هزینه واقعی خدمت، به فضایی برای بروز حاشیههایی مانند دریافتهای خارج از تعرفه تبدیل میشود. تمرکز صرف بر برخورد انتظامی با این پیامدها، بدون درمان ریشه بیماری، مانند مسکن زدن بر روی درد مزمن است؛ درد را برای مدتی کوتاه تسکین میدهد، اما بیماری را تشدید میکند.
از منظر اقتصاد سلامت، تعرفه تنها یک عدد نیست؛ یک ابزار سیاستگذاری قدرتمند است که میتواند رفتار تمام بازیگران عرصه سلامت از پزشک و بیمار تا بیمهگر را هدایت کند. یک ساختار تعرفهای عادلانه و مبتنی بر ارزش، سه اثر کلیدی دارد:
اول، انصاف و عدالت در پرداخت را برقرار میسازد. وقتی پزشک یا پرستار ببیند که زحمت، زمان، تخصص و ریسک کاری او با دستمزدی متناسب و شایسته جبران میشود، انگیزه اصلی او برای کار، تمرکز بر کیفیت خدمت و رضایت بیمار خواهد بود، نه جبران کسری درآمد از مسیرهای دیگر. این امر به طور مستقیم منجر به کاهش قابل توجه شکایات و تنش در رابطه پزشک و بیمار میگردد.
دوم، تخصیص بهینه منابع را ممکن میسازد. تعرفهها میتوانند به گونهای طراحی شوند که نه تنها بر اساس کمیت، بلکه بر مبنای کیفیت، پیچیدگی و نتایج خدمت پرداخت صورت گیرد. این رویکرد، سیستم را به سمت ارائه مراقبتهای باکیفیتتر و کارآمدتر سوق میدهد و از ارائه خدمات غیرضروری یا با بازدهی پایین جلوگیری میکند. مطالعات متعدد در نظامهای سلامت پیشرو نشان داده که اصلاح نظام پرداخت بر مبنای ارزش، کلید ارتقای بهرهوری و کیفیت است.
سوم، پایداری مالی نظام سلامت را تضمین مینماید. یک سیستم تعرفهای شفاف و واقعبینانه، هزینه واقعی ارائه خدمت را میپذیرد و بودجه لازم برای آن را تامین میکند. این کار، بار مالی سنگین را از دوش ارائهدهنده خدمات برداشته و به او اجازه میدهد با آرامش خاطر و بدون دغدغه معیشت، به ماموریت اصلی خود یعنی درمان بپردازد. در غیر این صورت، سیستم دائماً در حال ترمیم شکافهای مالی با روشهای مقطعی و بیثبات خواهد بود.
بنابراین، تا زمانی که ساختار تعرفهها به طور اساسی مورد بازنگری قرار نگیرد و به جای افزایشهای مقطعی و نامتناسب، بر مبنای محاسبات علمی، اقتصادی و با در نظر گرفتن هزینه تمامشده خدمات و ارزش کار نیروی انسانی طراحی نشود، شاهد تکرار چرخه باطل کنونی شامل نارضایتی، فشار بر کادر درمان و کاهش تدریجی کیفیت خدمات و کاهش استقبال از رشتههای پرریسک همچون بیهوشی و مراقبتهای ویژه خواهیم بود.
وظیفه همه نهادهای سیاستگذار، از جمله نظام پزشکی، تلاش برای اقناع و همکاری با دستگاههای ذیربط برای انجام این اصلاح حیاتی است. این سرمایهگذاری بر روی کیفیت و عدالت در سلامت، نه یک هزینه، بلکه ضرورتی انکارناپذیر برای حفظ سرمایههای انسانی و ارتقای شاخصهای سلامت جامعه است. آینده نظام سلامت ما در گرو تصمیمی شجاعانه برای بازتعریف منطقی و عادلانه بهای خدمت درمانی است.
واکسن آنفلوانزا برای بیماران مبتلا به سرطان؛ چه زمانی و چه نوع واکسنی مناسب است؟
رویکرد پژوهشگران ایرانی برای درمان سرطانهای پیشرفته با هدفگیری ریزمحیط تومور
آیا پزشکی بدترین شغل دنیاست؟
آیا در سرطان پستان Luminal A میتوان رادیوتراپی را حذف کرد؟ نگاهی به نتایج مطالعه LUMINA
آیا فقط بیماران دارای ENE یا حاشیه مثبت به کمورادیوتراپی پس از جراحی نیاز دارند؟