- جایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۶ به سازندگان فناوری کنترل سلولها با نور اهدا شد
- هفته ملی سالمندان؛ از پیشگیری از سرطان تا حق برخورداری از سالمندی سالم
- سالمندی جمعیت؛ چالشی که از امروز باید برای آن برنامهریزی کرد
- قلب و سرطان؛ چرا سلامت قلب در بیماران مبتلا به سرطان اهمیت دارد؟
- چهرهای که بیش از نیمقرن برای پزشکی زیست؛ در سوگ استاد دکتر سعید پناهی
- آیا پزشکی بدترین شغل دنیاست؟
- بازدید نایبرئیس انجمن علمی کلینیکال انکولوژی ایران از مراکز درمانی تاجیکستان و ازبکستان
- کنفرانس علمی HPV در بیمارستان لاله؛ از غربالگری و واکسیناسیون تا درمان ضایعات پیشسرطانی
- «ایرآمبولانس هوایی» به اصفهان آمد؛ گامی برای تسهیل جابهجایی بیماران
- اعضای جدید هیئتمدیره خیریه «بال پروانه نصف جهان» انتخاب شدند
- اجرای DRG در ایران؛ چرا زیرساخت باید پیش از اصلاح نظام پرداخت آماده شود؟
- ایران و ترکمنستان در آستانه فصل تازهای از همکاریهای سلامت
- پزشکی دیگر درآمد، رضایت شغلی و منزلت اجتماعی را بهطور همزمان ندارد
- هشدار جامعه ارولوژی ایران درباره آمبولیزاسیون پروستات؛ PAE جایگزین قطعی جراحی نیست
- آلزایمر؛ فراتر از فراموشی
پرتودرمانی برای MS؟ یک ایده بدون پشتوانه علمی

بررسی جایگاه رادیوتراپی در درمان مالتیپل اسکلروزیس مستلزم عبور از نگاه صرفاً فنی به یک تحلیل پاتوفیزیولوژیک عمیق است. حقیقت علمی این است که هیچ توجیه منطقی مبتنی بر مکانیسمهای بیماری یا شواهد بالینی برای به کارگیری پرتودرمانی علیه پلاکهای MS وجود ندارد، و این موضع نه یک نظر شخصی، بلکه نتیجه مستقیم تقابل بنیادین بین ماهیت بیماری و اصول درمان رادیوتراپی است.
در سطح پاتوبیولوژیک، MS یک پروسه ایمونولوژیک پویا و سیستمیک است که در آن پلاکها صرفاً تظاهرات آناتومیک موقت و متغیر یک حمله مداوم از سوی سیستم ایمنی به میلین CNS هستند. رادیوتراپی، با ماهیت ذاتی موضعی و اثرات سیتوتوکسیک مبتنی بر آسیب DNA، فاقد کوچکترین ظرفیتی برای تأثیر بر این فرآیند سیستمیک است. حتی اگر بتوان تمامی پلاکهای قابل رؤیت در یک MRI را دقیقاً هدف قرار داد، این اقدام هیچ تأثیری بر مخزن لنفوسیتهای خودواکنشگر در سیستم لنفاوی محیطی، تمایل مداوم آنها به عبور از سد خونی-مغزی، یا تشکیل پلاکهای جدید در مکانهای دیگر نخواهد داشت. این ناهمگونی مکانیسمی، اولین و قاطعترین رد این ایده است.
در سطح سلولی و بافتی، خطرات رادیوتراپی برای CNS در حال التهاب به مراتب از هر فرضیه سودمندی پیشی میگیرد. بافت عصبی، به ویژه جمعیتهای سلولی حیاتی برای ترمیم، به تابش حساسیت بالایی دارد. مطالعات تجربی به وضوح نشان میدهند که دوزهای حتی متوسط پرتو میتواند باعث آپوپتوز الیگودندروسیتها و پیشسازان آنها (OPCs) شود؛ سلولهایی که نقش محوری در رمیلینیشن و حفظ یکپارچگی میلین ایفا میکنند.
از بین بردن این سلولها در اطراف یک پلاک، عملاً هر امکان ترمیم طبیعی را سلب کرده و ممکن است ضایعه را به یک ناحیه دائمی دمیلینه و غیرفعال تبدیل کند. افزون بر این، تابش میتواند با القاء استرس اکسیداتیو و ایجاد اختلال در عملکرد اندوتلیال عروق ریز، منجر به افزایش نفوذپذیری سد خونی-مغزی شود که این امر، به شکلی متناقض، ممکن است شرایط را برای نفوذ بیشتر سلولهای التهابی به CNS مهیا سازد و باعث تشدید فرآیند پاتولوژیک زمینی گردد.
سرچ در مقالات مختلف بیانگر فقدان مطلق هرگونه کارآزمایی تصادفیسازیشده کنترلشده (RCT) معتبر است که رادیوتراپی را به عنوان یک درمان برای MS ارزیابی کرده باشد. گزارشهای قدیمی از استفاده «پرتودرمانی تمام مغز با دوز کم» در دهههای گذشته، متعلق به عصری است که درک امروزی از ایمونولوژی MS و زرادخانه گسترده درمانهای اصلاحکننده سیر بیماری (DMT) وجود نداشت.
این گزارشها، که عوارض قابل توجهی مانند اختلالات شناختی را نیز ذکر کردهاند، در پرتو درمانهای هدفمند و مؤثر فعلی منسوخ محسوب میشوند. DMTهای مدرن با مکانیسمهای دقیق، مستقیماً بر چرخه پاتولوژیک بیماری اثر گذاشته و از تشکیل پلاکهای جدید پیشگیری میکنند؛ استراتژی که درمان موضعی یک ضایعه تشکیلشده هرگز نمیتواند به آن دست یابد.
تنها درطب تسکینی، ممکن است در شرایطی کاملاً استثنایی و به عنوان آخرین راه حل برای یک علامت غیرقابل تحمل در مرحله پایانی بیماری، استفاده از دوزهای بسیار پایین پرتو مورد بحث قرار گیرد. با این حال، این اقدام صرفاً یک مداخله علامتمحور و نه بیماریمحور است، و تصمیمگیری درباره آن نیازمند تأیید یک تیم اخلاق بالینی و با درک کامل از این موضوع است که پرتودرمانی در اینجا یک درمان برای MS نیست.
در نهایت، نتیجهگیری قاطع این است که معرفی رادیوتراپی به عنوان یک گزینه درمانی برای پلاکهای MS فاقد کوچکترین پایه علمی بوده و میتواند با به تأخیر انداختن شروع درمانهای اثربخش سیستمیک، صدمه جبرانناپذیری به بیمار وارد آورد. مسیر صحیح مدیریت این بیماری، بهکارگیری دقیق و بهموقع درمانهای ایمونومدولاتوری و تمرکز بر استراتژیهای نوروپروتکشن و ترمیم است، نه توسل به مداخلات موضعی بیاثر و بالقوه مخرب.
نوشته: دکتر پوریا عادلی، رادیوانکولوژیست
واکسن آنفلوانزا برای بیماران مبتلا به سرطان؛ چه زمانی و چه نوع واکسنی مناسب است؟
رویکرد پژوهشگران ایرانی برای درمان سرطانهای پیشرفته با هدفگیری ریزمحیط تومور
آیا پزشکی بدترین شغل دنیاست؟
آیا در سرطان پستان Luminal A میتوان رادیوتراپی را حذف کرد؟ نگاهی به نتایج مطالعه LUMINA
آیا فقط بیماران دارای ENE یا حاشیه مثبت به کمورادیوتراپی پس از جراحی نیاز دارند؟